فعالیتهای فرهنگی اگرچه از جنس هنر و احساس هستند، اما برای اثرگذاری پایدار و عمیق، نیازمند برنامه ریزی دقیق، نقشه راه هوشمندانه و اجرای منسجم هستند. کار فرهنگی بدون نقشه، ممکن است پرانرژی و پرنگ جلوه کند اما بیثمر باشد، یا حتی به تقویت جریانهای ضد فرهنگی بیانجامد.
آنچه در این موضوع مهم است به خاطر هیجانی برنامهریزی کردن برنامه های فرهنگی توجه خاصی به اثربخشی آن نداشته و حتی ذائقه مخاطب را با توجه به موقیعت و زمان در نظر نمیگیریم، گاهی بین حقیقت و واقعیت فاصله است.آنچه در محیط های آموزشی و کتب درسی برای نسل نوجوان و جوان ترسیم میشود با محصولات فرهنگی تولید شده فاصله زیادی و باعث تضاد تفکری و حتی تصمیم گیری برای مخاطب نسبت به پذیرش موضوع خواهد شد.
یکی از علل عمده این موضوعات عدم شناخت متولیان فرهنگی نسبت به شناخت این جایگاه و نشستن بدون تخصص در صندلی تصمیمگیری و انجام هزینههای هنگفت با توجیه کار فرهنگی عظیم است که اثرات آن را می توان در جامعه در کنش و واکنش های نسل زد (z) در عدم همراهی با متولیان فرهنگی بیان کرد.
شاید در مثالی بتوان دو معلم را تعریف کرد که هر دو با رعایت آداب اسلامی درست البته یکی با داشتن دانش روز، جذبه و برنامه روز و فراگیر و پاسخگویی به سوالات و ابهامات باعث سرمایهگذاری و ایجاد جاذبه و حتی آیندهسازی و تغییر روش برای مخاطب میشود و دیگری در همان نقطه شروع می ماند و جاذبه اش زودگذر و هیجانی است.
در طول تاریخ آنچه را مثل بسیج و مسجد با نگاه عالمانه با برنامهریزی و آینده نگری بود، حتی پس سالها در جامعه خواهید دید.
>>چرا نقشه فرهنگی ضروری است؟
۱. هدفمندی: بدون شناخت دقیق نیازها و آسیبهای فرهنگی، فعالیتها ممکن است صرفا نمایشی یا کم اثر و حتی مخرب باشند.
۲. مدیریت منابع: زمان، بودجه و نیروی انسانی خلاق و اثر گذار محدود است؛ برنامهریزی از پراکنده کاری جلوگیری میکند.
۳. پاسخگویی به تهدیدها: در برابر تهاجم فرهنگی یا تحریف هویت، باید واکنش هوشمندانه داشت و نسبت به موضع طرح مساله کرد.
۴. سنجش اثربخشی: بدون شاخصهای ارزیابی، نمیتوان فهمید آیا اقدامات به هدف رسیده اند یا نه البته معیار اثربخشی زمان بر است و برای همین اگر خوب برنامه ریزی نشوند آینده جبران ناپذیری خواهیم داشت.
>>اجزای یک نقشه فرهنگی اثرگذار:
- تحلیل وضعیت موجود (شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای فرهنگی جامعه و حتی جز تر شهر و محله )
- تعریف اهداف کلان و خرد (مثلاً تقویت هویت ملی در نسل جوان یا احیای هنرهای فراموش شده و نگاه به علاقه مخاطب و تعریف اثر )
- شناسایی مخاطبان (هر گروه سنی یا اجتماعی، نیازمند زبان فرهنگی خاص خود است)
- روشهای اجرا (استفاده از ابزارهای به روز و جذاب مثل فضای مجازی همراه با روشهای سنتی مثل جشنوارهها)
- زمانبندی و تقسیم مسئولیتها بین افراد و حتی استفاده از نسل نوجوان و جوان برای مشارکت
- سنجش نتایج (نظرسنجی، تحلیل آماری مشارکت مردم )
البته در برنامهریزی فرهنگی این مهم هم مورد توجه قرار گیرد که برای جذب مخاطب هویت اصلی خود را فراموش نکنیم و توجه ویژه به فرهنگ ایرانی اسلامی خود داشته در برنامهریزیها آن را محور تصمیمگیری های خود انجام دهیم .
فرهنگ، اگرچه ریشه در احساس و هویت دارد، اما مدیریت آن نیازمند عقلانیت، آیندهنگری و روشمندی است. نقشه فرهنگی، سندی زنده است که باید با توجه به تغییرات جامعه به روزرسانی شود. تنها با این نگاه، میتوان از کار فرهنگی انتظار تحول اجتماعی داشت.
فرهنگ آزمون و خطا نیست و آن را نمیتوان به شانس سپرد؛ باید برای آن جنگید و حتی برای زنده نگه داشتن فرهنگ مثل شهادت از جان خود گذشت.
فرهنگ کلید واژه مهم همه عصرها است که توسط متولیان آن عصرها یا به اوج خود میرسد یا به نابودی کشانده میشود.
*کارشناس ارشد برنامه ریزی فرهنگی و روابط عمومی